spacer

spacer
spacer  
جلال عیسی مسیح در انجیل یوحنا PDF  | Print |

جلال عیسی مسیحاغلب مفسرین کتاب مقدس بابهای ۱۳ تا ۱۷ انجیل یوحنا را تحت عنوان مکالمات پایانی عیسی مسیح مورد بررسی قرار می‌دهند. مکالمات پایانی، بعنوان یک سبک ادبی شناخته شده در عهد عتیق (تورات و کتب انبیا)، کتب آپوکریفا و ادبیات یهود بکار رفته است. برای مثال؛ در کتاب پیـــدایش 47 : 29 تا 49 : 33 (هنگامی که یعقوب فرزندان خود را برکت میدهد)، کتاب یوشع بابهای 22 تا 24 (متن مکالمۀ پایانی یوشع با قوم اسرائیل و اول تواریخ بابهای 28 تا 29 (مکالمۀ پایانی داود نبی ) نمونه هایی ازاین سبک ادبی را مشاهده می‌کنیم. همچنین در آپوکریفا مکالمۀ پایانی توبیت (14: 3 – 11) و تمامی رسالات 12 پاتریارک در واقع ثبت مکالمات پایانی ایشان به شباهت آنچه پدرشان یعقوب انجام داد می‌باشد. در کتاب یوبیل همچنین به مکالمات پایانی نوح (باب 10)، ابراهیم (بابهای 20 تا 22)و ربکا و اسحاق (بابهای 35 تا 36) اهمیت خاصی داده شده است. یوسیفس در نوشته های خود به مکالمۀ پایانی موسی اشاره می‌کند. با توجه به آنچه گفته شد، بعقیدۀ مفسرین کتاب مقدس، یوحنای رسول با استفاده از این سبک و اشارات بسیاری که در انجیل خود به کتاب تثنیه (مکالمۀ پایانی موسی) نموده، اهمیت آنچه که عیسای مسیح در اینجا مطرح می‌کند را چند برابر کرده است.

برسی انجیل یوحنا ۳۲-۳۰:۱۳ و ۵-۱:۱۷ با تاکید بر عباراتی که اشاره به جلال یافتن مسیح دارند.

 

انجیل یوحنا 13: 30-32

30  پس او ( یهودا) لقمه را گرفته، در ساعت بیرون رفت و شب بود. 31  چون بیرون رفت عیسی گفت: «آلان پسر انسان جلال یافت و خدا در او جلال یافت. 32 و اگر خدا در او جلال یافت، هر آینه خدا او را در خود جلال خواهد داد و بزودی او را جلال خواهد داد.

 

انجیل یوحنا 17: 1- 5

1  عیسی چون این را گفت، چشمان خود را به طرف آسمان بلند کرده، گفت: «ای پدر ساعت رسیده است. پسر خود را جلال بده تا پسرت نیز تو را جلال دهد.  2  همچنان که او را بر هر بشری قـدرت داده ای تا هر چه بدو داده ای به آنها حیات جاودانی بخشد. 3  و حیات جاودانی این است که تو را خدای واحد حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند. 4  من بر روی زمین تو را جلال دادم و کاری را که به من سپردی تا بکنم، به کمال رسانیدم. 5 و الان تو ای پدر مرا نزد خود جلال ده، به همان جلالی که قبل از آفرینش جهان نزد تو داشتم.

 

نکاتی در ارتباط با انجیل یوحنا 13: 30 – 32 و انجیل یوحنا 17: 1- 5

اغلب مفسرین کتاب مقدس بابهای ۱۳ تا ۱۷ انجیل یوحنا را تحت عنوان مکالمات پایانی عیسی مسیح مورد بررسی قرار می‌دهند. مکالمات پایانی، بعنوان یک سبک ادبی شناخته شده در عهد عتیق (تورات و کتب انبیا)، کتب آپوکریفا و ادبیات یهود بکار رفته است. برای مثال؛ در کتاب پیـــدایش 47 : 29 تا 49 : 33 (هنگامی که یعقوب فرزندان خود را برکت میدهد)، کتاب یوشع بابهای 22 تا 24 (متن مکالمۀ پایانی یوشع با قوم اسرائیل و اول تواریخ بابهای 28 تا 29 (مکالمۀ پایانی داود نبی ) نمونه هایی ازاین سبک ادبی را مشاهده می‌کنیم. همچنین در آپوکریفا مکالمۀ پایانی توبیت (14: 3 – 11) و تمامی رسالات 12 پاتریارک در واقع ثبت مکالمات پایانی ایشان به شباهت آنچه پدرشان یعقوب انجام داد می‌باشد. در کتاب یوبیل همچنین به مکالمات پایانی نوح (باب 10)، ابراهیم (بابهای 20 تا 22)و ربکا و اسحاق (بابهای 35 تا 36) اهمیت خاصی داده شده است. یوسیفس[1] در نوشته های خود به مکالمۀ پایانی موسی اشاره می‌کند. با توجه به آنچه گفته شد، بعقیدۀ مفسرین کتاب مقدس، یوحنای رسول با استفاده از این سبک و اشارات بسیاری که در انجیل خود به کتاب تثنیه (مکالمۀ پایانی موسی) نموده، اهمیت آنچه که عیسای مسیح در اینجا مطرح می‌کند را چند برابر کرده است.

مطالعۀ انجیل یوحنا 13: 30-32

30  پس او ( یهودا) لقمه را گرفته، در ساعت بیرون رفت و شب بود. 31  چون بیرون رفت عیسی گفت: «آلان پسر انسان جلال یافت و خدا در او جلال یافت.

 بار دیگر در این قسمت نیز یوحنای رسول نشان می‌دهد که ترتیب وقایع برای او از اهمیت بسزائی برخوردار است. کلمات یوحنا بروشنی گواهی می‌دهند که تا این لحظه عیسی در حضور یک خائن، از گفتن آنچه مایل بود شاگردانش بدانند خودداری می‌کرد. در واقع عباراتی نظیر « و شما پاک هستید لکن نه همه» (یوحنا 13 قسمت آخر آیۀ 10) و « در بارۀ جمیع شما نمی‌گویم» (یوحنا 13  قسمت اول آیۀ 18)، همه اشاره به این نکته دارند که با خروج یهودا از جمع شاگردان مانعی برداشته شد. کلمۀ «الآن» نیز نشان دهندۀ برداشته شدن آن مانع می‌باشد؛ نه تنها برداشته شدن مانع، بلکه کلمۀ «الآن» همچنین نشان دهندۀ شروع شمارش معکوس برای ماجرایی است که با خیانت به عیسی آغاز شد و نهایتاً با به پایان رسیدن کار نجات در جلجتا، به جلال یافتن مسیح انجامید.

عیسی مسیح بدون اشاره به آنچه یهودا در سر داشت، و نیز درد و رنجی که انتظار او را می‌کشید؛ مکالمات پایانی خود را با اعلام رسیدن ساعت جلال یافتن پسر انسان آغاز می‌کند. و آنچه در خور توجه می‌باشد این است که کلمۀ «جلال» در قالب عباراتی کوتاه، پنج بار در دو آیۀ  31 و 32 تکرار شده  که از زاویۀ دید عیسی، نمایانگر آن چیزی است که او با مرگ خود بر صلیب آنرا آشکار خواهد نمود (انجیل یوحنا 12: 23).

در آیۀ 31 عیسی مسیح فرمود: «آلان پسر انسان جلال یافت». زمان فعل جلال یافت حال ([2](aorist و وجه آن اخباری می‌باشد؛ بزبان انگلیسی می‌توان آنرا بصورت was (is) Glorified نوشت که حاکی از آن است که برای مسیح این عمل انجام شده محسوب می‌شد. نکتۀ در خور توجه این است که عبارت پسر انسان نیز برای آخرین بار در این آیه و در این موقعیت بکار رفت.

همانطور که اشاره شد جلال یافتن از دید مسیح کاملاً با آنچه انسان درک می‌کند تفاوت دارد. اوریجن[3] (از پدران کلیسا 185 – 254 میلادی) در اشاره به این مطلب از عبارت « جلالی با تواضع » (humble Glory ( استفاده می‌کند.

جلال یافتن پدر آسمانی نیز در ارتباط با جلال پسر در این آیه ذکر می‌شود، که هردو همسو و در جهت کامل شدن نقشۀ نجات انسانها پیش می‌روند. جلال مسیح که نزول کرد تا انسان را نجات دهد، همانا جلال پدری است که اراده اش در این ماموریت انجام می‌پذیرد.  بنابراین صلیب عیسی نمایانگر قلب خدای پدر و در عین حال قلب پسر است.

32 و اگر خدا در او جلال یافت، هر آینه خدا او را در خود جلال خواهد دادو بزودی او را جلال خواهد داد.

در اینجا خداوند عیسی با اطمینان به سه نکته اشاره می‌فرماید. نکتۀ اول عبار است از اینکه خدای پدر در او جلال یافت (تفسیر آیه 31)، دوم اینکه خدا او را در خود جلال خواهد داد که اشاره به آسمان دارد ( در مطالعۀ باب 17 یوحنا در آیۀ 5 به این نکته خواهیم پرداخت) و همچنین می‌تواند اشاره به قیام پرشکوه مسیح پس از مرگ صلیب باشد که مهر تائید پدر بر کارنامۀ پسر، می‌باشد. بنابراین می‌توان این آیه را به این صورت نیز خواند که: از آنجائیکه پدر در پسر جلال یافت، او مطمئناً پسر را بر خیزانیده (مزمور 16: 10 ) او را جلال خواهد داد. زمان آیندۀ فعل اشاره دارد به آنچه پس از مرگ صلیب انتظار پسر را می‌کشد؛ یعنی جلال ابدی پدر که پسر در آن شراکت دارد.  

 

مطالعۀ انجیل یوحنا 17: 1- 5

1  عیسی چون این را گفت، چشمان خود را به طرف آسمان بلند کرده، گفت: «ای پدر ساعت رسیده است. پسر خود را جلال بده تا پسرت نیز تو را جلال دهد.

 مکالمات پایانی عیسی با دعای برکت که به “The High Priestly prayer” یا دعای کاهن اعظم معروف شده است، خاتمه می‌پذیرد. در ابتدای این دعا (آیات 1 تا 5) عیسی برای خود دعا می‌کند. اما باید دقت کرد که این دعا برای به جلال رسیدن خود، با آنچه ما بطور معمول از چنین جمله ای برداشت می‌کنیم تفاوت دارد. بخاطر داشتن این نکته ضروریست که این جلال یافتن مسیح در مرگ صلیب و یا بعبارت دیگر در بانجام رسیدن ارادۀ پدر به کمال می‌رسد، بنابراین در واقع مضمون این دعا این است که ارادۀ پدر برای او بانجام برسد.

همانطور که گفته شد با آغاز این دعا مکالمات پایانی مسیح به خاتمه می‌یابد و آنچه در آیات 1 تا 26 باب هفدهم انجیل یوحنا می‌خوانیم متن دعای خداوند ما عیسی است. عیسی دعای خود را بسادگی مکالمۀ پسری با پدر خویش، خطاب به پدر آغاز می‌کند. می‌فرماید که «ساعت رسیده» در همین انجیل آیاتی همانند باب 2: 4 نشان می‌دهند که منظور خداوند از استفاده از این عبارت مرگ صلیب بوده است. و در ادامه روی آنچه در باب سیزدهم مطالعه کردیم تاکید می‌شود که جلال یافتن مسیح در مرگ صلیب همانا جلال یافتن پدری است که او ارده اش را بانجام  رساند.

  2  همچنان که او را بر هر بشری قـدرت داده ای تا هر چه بدو داده ای به آنها حیات جاودانی بخشد. در این آیه ثمرۀ این جلال یافتن معرفی می‌گردد که همانا بخشیدن حیات جاودانی به انسانهاست. اقتدار مسیح از طرف پدر داده شد که تمامیت نسل بشر را فرو می‌گیرد (یوحنا 5: 27؛ انجیل متی 11: 27 و  28 : 18). این اقتدار در بستری که یوحنا از آن سخن می‌راند با اقتدار پادشاهان زمینی تفاوت دارد. این اقتدار داده شد تا او انسانها را حیات جاودان بخشد (یوحنا 3 : 35؛ 10 : 28 ). تصویراین اقتدارهمیشه با صلیبی در زمینه همراه است. مسیح از صلیبش پادشاهی کرد و صلیب نه جای سر شکستگی که محل سر بلندی بود. مسیح بر صلیب اگر چه ناتوان بنظر می‌رسید، انسان را حیات و توانایی بخشید و این حیات را اگر چه اختیار آن بدست او داده شده بود، به یکسان به همه نبخشید؛ بلکه تنها به آنانی که پدر به او داده بود، عطا کرد (یوحنا 3: 15 و 6: 37 – 40). نکتۀ در خور توجه این است که عبارتی که در متن فوق به « هر چه» ترجمه شده، بزبان یونانی  pan o&   (pan ho) (حالت مفعولی، خنثی[4]) می‌باشد که در دستور این زبان،  نه به تعداد افراد بلکه به تمامی افرادی که مورد نظرند اشاره می‌کند. بنابراین می‌توان این قسمت از آیه را بدین صورت خواند که :تا او (عیسی) به همۀ آنانی که تو (پدر) به او بخشیده ای، حیات جاوید بخشد.

3  و حیات جاودانی این است که تو را خدای واحد حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند.

این آیه به عقیدۀ مفسرین پرانتزی است که در آن یوحنای رسول حیات جاودانی را برای خوانندگان انجیل خود تعریف می‌کند. زیرا دلیلی وجود ندارد که عیسی بهنگام دعا، ناگهان به تعلیم در ارتباط با مفهومی که قبلاً مکرراً از آن سخن گفته بپردازد و از نام عیسی مسیح بجای من؛ اشاره به خودش، استفاده کند (نمونه ای دیگر در رسالۀ اول یوحنا 5: 20 یافت می‌شود). 

شناخت خدا انسان را دگرگون ساخته و با کیفیتی جدید از زیستن آشنا می‌سازد. عیسی مسیح در تعالیم خود تاکید فرمود که شناخت خدای واحد (یوحنا 5: 44) حقیقی مساوی حیات جاودانی است. نه شناخت یک خدا، و یا هر خدایی، بلکه خدای واحد حقیقی که آفرینندۀ مطلق است و این شناخت تنها از طریق شناخت مسیح صورت می‌گیرد (یوحنا 14: 6).  تنها راه جاودانگی، شناخت خدا از طریق بالاترین مکاشفۀ او از خود در ذات پسر یگانه اش عیسی مسیح صورت می‌پذیرد. یوحنای رسول با استفاده از فعل apesteilaV ((apesteilas (وجه اخباری، حال aorist، دوم شخص مفرد ) به این نکته اشاره میکند که خدا در حکمت الهی اش، خود را نه از هر راهی که انسان در پیش می‌گیرد، بلکه از راهی که او خود مهیا کرده آشکار می‌سازد (اول قرنتیان 1: 19 – 22).  خدا خود را در طبیعت و در وجدان ما بر ما آشکار ساخته است (رومیان بابهای 1 و2)، ولی راه جاودانگی، تنها شناختن خدا در شناخت او ست که خدا فرستاد، یعنی مسیح عیسی.‌

4  من بر روی زمین تو را جلال دادم و کاری را که به من سپردی تا بکنم، به کمال رسانیدم.

وحال عیسی اعلام می‌کند که آن کاری را که برای آن به این دنیا فرستاده شده بود به کمال رسانید؛ «تو را جلال دادم.» و در ادامه توضیح می‌دهد، آن کاری را که تو (خدای پدر) از من خواستی بانجام برسانم، به کمال رسانیدم (یوحنا 4: 34). عیسی مسیح در بانجام رسانیدن آنچه پدر از او خواسته بود که انجام بدهد، پدر را جلال داد. عیسی با بکار بردن عبارت «به من سپردی» حتی در متن این دعا نیزتمامی جلال را به پدر می‌دهد.

5  و الان تو ای پدر مرا نزد خود جلال ده، به همان جلالی که قبل از آفرینش جهان نزد تو داشتم.

و حال عیسی به پدر دعا می‌کند که او را جلال دهد. دقت بفرمائید که او جلال را در جایی که هیچ انسانی در آنجا بدنبالش نمی‌گردد؛ در صلیب، جستجو می‌کند. 

در اینجا عیسی مسیح به وجودش از ازل (یو حنا 1: 1؛ 8: 58؛ 16: 28) و شراکت ازلیاش در جلال پدر اشاره کرده، دعا می‌کند که پدر همان جلال را به او بدهد. در صلیب و آنچه بدنبال دارد؛ بواقع مسیح جلال می‌یابد، جلالی که تا ابد ادامه داشته و مشابه جلالی می‌باشد که از ازل داشته است. ‌

 

نکاتی در ارتباط با کلمۀ جلال،  doxa،(doxa)  و کاربرد آن در انجیل یوحنا

برای یونانیان شهرت و جلال در زمرۀ والاترین ارزشها و اهداف در زندگی بود. همچنین ربای‌های یهود برای افتخارات انسانی ارزش بسزائی را قائل بودند. در انجیل متی 6: 2، هنگامی که عیسی مسیح در تعلیم خود فرمود که « پس چون صدقه دهی پیش خود کرنا منواز چنانکه ریاکاران در کنایس و بازارها می‌کنند تا نزد مردم اکرام یابند هر آینه بشما می‌گویم اجر خود را یافته اند»، در واقع او از چنین افتخاری سخن می‌گفت. در انجیل یوحنا 5: 44، عیسی مسیح فرمود که چنین عادات و رفتاری با ایمان مسیحی منافات دارد. پولس نیز در اقتدا به آنچه مسیح فرمود (یوحنا 5: 41؛ 8: 50؛ عبرانیان 5: 4؛ دوم پطرس 1: 17) بدنبال کسب احترام از انسانها نبود (اول تسالونیکیان 2: 6). پولس حتی بطور داوطلبانه بی حرمتی را پذیرفت (دوم قرنتیان 6: 8؛ 4: 10) و تلاش کرد تا آنچه می‌کند برای جلال خدا بکند (دوم قرنتیان 8: 19) تا جلال و احترام واقعی را از دستان مسیح دریافت کند (اول تسالونیکیان 2: 19؛ فیلیپیان 2: 16).

در عهد جدید بالاترین وظیفۀ انسان جلال دادن و تمجید خدا در پرستش راستین است که تمامی کلمات دهان و اعمال ما را شامل می‌شود (متی 5: 16؛ رومیان 1: 21؛ اول فرنتیان 6: 20؛ 10: 31).

در ادبیات یونان (مخصوصاً نوشته های هومر و هرودوت) کلمۀ جلال،  doxa،(doxa) به مفهوم عقیده و نظر بکار برده شده و همچنین در ادبیات همعصر با انجیل یوحنا (نوشته های فایلو و فلاویوس یوسفس) چنین کاربردی مشاهده می‌گردد. موارد دیگر استفاده از این کلمه در این نوشتجات به معنی انتظار، رای، آبرو، تجلیل و شهرت بوده و بهمین صورت فعل جلال دادن،  doxazw،(doxazo) به معانی: اندیشیدن، تصور کردن، فرض کردن و همچنین تمجید و تجلیل کردن و برافراشتن بکار برده شده است.

در ترجمۀ هفتاد LXX (ترجمۀ یونانی عهد عتیق) مفاهیمی کاملاً جدید از کلمۀ جلال،  doxa،((doxa و فعل جلال دادن، doxazw ، ((doxazo  معرفی شد. معانی تمجید و تجلیل کردن و برافراشتن که در ادبیات یونان بچشم می‌خورد همچنان مورد استفادۀ مترجمین قرار گرفت اما کلمۀ جلال،  doxa،((doxa هرگز به انسان نسبت داده نشد، بلکه به جلال و احترام برای خدا اخنصاص داده شد ( مزمور 29 : 1؛ اشعیا 42: 12). و از اینجا ارتباط این کلمات و ادبیات یونان قطع شد. در ترجمۀ هفتاد این کلمات همچنین برای توصیف ظاهر یک شخص و مخصوصاً اثری که بر اطرافیان می‌گذارد بکار برده شد که برای تفسیر آیاتی که د رآنها از این کلمات استفاده شده، بسیار مهم است.

البته می‌بایست اشاره نمود که پشتوانۀ این معانی و کاربرد جدید، مفهوم dbk (kebod) ، که در عهد عتیق بمعنی جلال و احترام برای خدا، مکرراً بکار رفته است، می‌باشد. ترجمۀ هفتاد در واقع کلمۀ جلال،  doxa،((doxa را بعنوان جایگزینی برای    dbk ((kebod  و با همان مفهوم انتخاب کرده است. هنگامی که   ãBák((kebod در ارتباط با خدا بکار رفته، سخنی از ذات خدا نمی‌گوید بلکه به تجلی حضور او  و مکاشفۀ خدا از خودش، اشاره می‌کند. ما مفهوم  dbk ((kebod را در ارتباط با افعال دیدن (خروج 16: 7؛ 33: 18؛ اشعیا 40 : 5)، ظاهر شدن (خروج 16: 10؛تثنیه 5: 24؛ اشعیا 60 : 1)، مخصوصاً تجلی ظهور خدا در خیمۀ عبادت ( خروج 40: 34؛ اول پادشاهان 8: 10؛ مزمور 26: 8)،  آفرینش (اشعیا 6: 3 و مزمور 19: 1)، و بالاتر از همه در نجات – مهمترین عمل خدا در تاریخ بشر—مشاهده می‌کنیم (خروج 14: 17؛ مزمور 96: 3). در اول سموئیل 4: 21، افتادن صندوق عهد بدست فلسطینیان بصورت « جلال  dbk((kebod از اسرائیل زایل شد » تصویر شد و این اتفاق در نام کودکی (ایخابد) به همین معنی، در تاریخ اسرائیل ثبت گردید. ودرعین حال انبیا پیشگوئی کردند که در زمانهای آخر بازگشت این جلال در کمال خود، که نجات را برای اسرائیل (اشعیا 60: 1؛ حزقیال 39: 21) و همچنین امتها (مزمور 96: 3 – 9 ؛ زکریا 2: 5 – 11) خواهد آورد، بوقوع خواهد پیوست. این جلال dbk ((kebod، همانطور که گفته شد معمولاً در ارتباط با خدا بکار برده شده و استثناً در مواردی در ارتباط با فرشتگان و بطور خاص  فرشتگانی که حاملین جلال خدا می‌باشند (حزقیال 8: 2؛ 1:7؛ و دانیال 10: 5).

 در کتاب حزقیال کروبیان حامل جلال خدا  dbk ((kebod هستند (9: 3؛ 10: 4؛ 18: 22). در نوشته های ربای های یهود نیز جلال خدا به قدرت فرشتگانی که نزدیک و اطراف او بودند نسبت داده شده است. عبرانیان 9: 5 و مکاشفه 18: 1 نیز احتمالاً با الهام از کتاب حزقیال نوشته شده اند.

 البته لازم است گفته شود که مفهوم کلمۀ جلال،  doxa،((doxa در عهد جدید دامنه ای گسترده تر از مفهوم جلال dbk ((kebod ، در عهد عتیق را نشان می‌دهد که دلیل آنرا در تکمیل مکاشفۀ الهی و دیدگاه عهد جدید از جلالی (Glorification)  که در پایان، انتظار ما را می‌کشد، می‌توان جستجو کرد. و در عین حال این مسئله باعث گسستگی اتصالی که بین doxa،((doxa و dbk ((kebod وجود دارد نشده و همانند عهد عتیق این واژه همچنان خود را درراستای نجات انسان گناهکار بدست توانای خدا آشکار می‌سازد. همانطور که در عهد عتیق جلال در ارتباط با صفات و ذات خدا و همینطور کارهای خدا بکار برده شده، در عهد جدید تلفیقی از این کاربرد را در مسیح و صلیب او می‌بینیم (متی 17: 2- 5؛ مرقس 9: 2- 7 ؛ لوقا 9: 29 – 35؛ یوحنا 1: 14؛ 2: 11 و دوم قرنتیان 4: 4 و 6).

در عهد جدید کلمۀ جلال،  doxa،((doxa 165 بار بکار برده شده است. یوحنای رسول ( با رکورد 23 بار از 60 بار)  بیش از همۀ نویسندگان در میان اناجیل و رسالات از فعل جلال دادن، doxazw ، ((doxazoاستفاده کرده است.

استفاده از کلمۀ جلال،  doxa،((doxa و فعل جلال دادن، doxazw ، ((doxazo به معنی احترام، تقدیر و تمجید و همچنین بکار بردن عباراتی مانند « ... و هر که طالب جلال فرستندۀ خود باشد ...» (یوحنا 7: 18؛ اول تسالونیکیان 2: 6) و « جلال را از مردم نمی‌پذیرم.» (یوحنا 5: 40)، فاصلۀ زیادی از مفهوم این کلمات درادبیات یونان ندارد. و در عین حال ادبیات یونان با عباراتی چون «خدا را تمجید کردن» (لوقا 7: 18؛ اعمال 12 : 23؛ رومیان 4: 20)، «برای جلال خدا» (رومیان 15: 7؛ اول قرنتیان 10: 31) و سرود حمد ((doxologies   که در لوقا 2: 14 ؛ 19: 38؛ رومیان 11: 36؛ غلاطیان 1: 5؛ فیلیپیان 4: 20، افسسیان 3: 21؛ اول تیموتائوس 1: 17 بکار برده شده، کاملاً غریبه است. بنابراین کلمۀ جلال،  doxa،((doxa به معنی جلال دادن خدا، و همچنین در ارتباط با عیسی مسیح:  (رومیان 16: 27؛ دوم تیموتائوس 4: 18؛ عبرانیان 13: 21؛ اول پطرس 4: 11؛ دوم پطرس 3: 18 و یهودا 25) میراثی است که از عهد عتیق به نویسندگان عهد جدید رسیده است.

در عهد جدید، مکرراً به عباراتی که جلال خدا را مجسم می‌کنند برخورد می‌کنیم؛ عباراتی که در آن خدای پدر، «خدای ذوالجلال» (اعمال 7: 2)، «پدر ذوالجلال» (افسسیان 1 : 17) و «پدر اکرام وجلال» (دوم پطرس 1: 17) معرفی شده است. عبارت «جلال خدا» نیز، عبارتی بسیار آشنا برای نویسندگان عهد جدید است (متی 16: 27؛ اعمال 7: 55؛ رومیان 1: 23 و 6: 4؛ افسسیان 3: 16؛ اول تیموتائوس 1: 11و مکاشفه 15: 8) و همچنین آیاتی که به قدرت و جلال بطور توام اشاره می‌کنند (متی 5: 13؛ کولسیان 1: 11؛ دوم تسالونیکیان 1: 9 و مکاشفه 19: 1).

 

جلال مسیح

نویسندگان عهد جدید با بکار بردن کلمۀ جلال،  doxa،((doxa  که قدمت آن به جلال خدا در عهد عتیق بر می‌گردد، در ارتباط با مسیح، او را بعنوان خداوند جلال معرفی کردند. این تعریف به طرق گوناگون تصویر شده است؛ از جمله جلال ساکن در مسیح (لوقا 24: 26؛ یوحنا 17: 5؛ رومیان 8: 17؛ فیلیپیان 3 : 21؛ دوم تسالونیکیان 2: 14؛ اول تیموتائوس 3: 16). همچنین استیفان هنگامی که خدا را در جلال خود می‌بیند، مسیح قیام کرده را در آن میان (اعمال 7: 55) مشاهده می‌کند. نکتۀ در خور دقت اینکه بسیاری از این تصاویر به زمان جلال یافتن مسیح، پس از قیام او مربوط  می‌شوند، قیامی که خود در واقع، پیروزی او بر مرگو صلیب و توطئۀ دشمنانش بود پولس رسول در رومیان ۴:۱ می‌گوید که به خاطر همین قیام از مردگان است که مسیح جلال نخستین خود را باز یافت و پدر آسمانی او را با عنوان پسر و خداوند به ما معرفی و اعلان می‌نماید.  همچنین، کاربرد این زبان در ارتباط با مسیح درجسم انسانی ((incarnate، بسیار محدود است (لوقا 2: 9؛ 9: 32؛ یوحنا 1: 14؛ 2: 11؛ اول قرنتیان 2: 8).  در نوشته های متی و مرقس کلمۀ جلال،  doxa،((doxa تنها در ارتباط با بازگشت ثانوی مسیح (مرقس 8: 38؛ 10: 37؛ 13: 26 و متی 19: 28؛ 25: 31) بکار برده شده است.  لوقا در داستان تولد مسیح از مکاشفۀ جلال خدا[5]* (2: 9)، بطور خاص با اشاره به ظهور فرشتگان سخن می‌راند. اما در نوشته های یوحنا اشارات بیشتری به جلال،  doxa،((doxa مسیح در جسم انسانی شده است. بدون شک این مطلب ارتباط نزدیکی با هدف یوحنا از نوشتن انجیل (الوهیت مسیح) دارد. البته می‌بایست توجه داشت که جلال مسیح در جسم انسانی، در انجیل یوحنا نیز مانند اناجیل همدید (متی، مرقس و لوقا) برای همه بسادگی قابل درک و رویت نیست[6]* (یوحنا 2: 11، 11: 4 و 11: 40). در اینکه راز شخصیت مسیح می‌بایست مکشوف شده (مکاشفۀ الهی) و به آن ایمان آورده شود، اناجیل، متفق القول هستند. تنها با این دیدگاه آیاتی مانند انجیل یوحنا 7: 39 و 12: 16 و یا طلب کمک از پدر برای شاگردان در دعاهای بابهای 12 تا 17 انجیل یوحنا مفهوم پیدا می‌کند.

همانطور که قبلاً اشاره شد، نقطۀ عطف در این مسیر (جلال یافتن) مرگ روی صلیب، «مردن دانۀ گندم» (12: 24) بود. این تاکید نیز مختص نوشته های یوحناست که در دیدگاه او مرگ با آوردن میوه، مرگ بعنوان مقدمه ای بر قیام و رنج و سختی با جلال یافتن و بزرگی، ارتباطی بسیار تنگاتنگ دارند. بنابراین در این دیدگاه، مسیح را بر صلیب نظاره کردن، مشاهدۀ جلال مسیح در جسم انسانی است.

یوحنای رسول و همچنین پولس رسول (دوم قرنتیان 3: 18؛ رومیان 8: 30) اشاره می‌کنند که این جلال و قدرت دگرگون کنندۀ آن هم اکنون در میان ایمانداران، بواسطۀ قوت قیام مسیح و شراکتی که ما با او داریم، عمل می‌کند. البته اینکه یوحنای رسول در بابهای 12 – 17 بر این امر شهادت می‌دهد، موضوع بحث بسیاری مفسرین عهد جدید می‌باشد، اما نکتۀ درخور دقت این است که حتی در نوشته های پولس و سایرین هم این جلال مکاشفه ای از خدا و قدرت بازوی توانای او در تاریخ انسانها می‌باشد (یوحنا 1: 14؛ 2: 11؛ 11: 4 و 12: 41).  ما بهیچوجه نمی‌توانیم تاکید یو حنای رسول بر آنچه در انتها رخ خواهد داد (Glorification) را نادیده بگیریم. اما می‌بایست بخاطر سپرد که جلال یافتن مسیح تنها بهنگام ورد او به آسمان صورت نپذیرفت، بلکه این جلال خود را در رنجها، مرگ و قیام او ( یوحنا 12: 23 – 28) و نهایتاً در شهادت روح القدس (یوحنا 14: 16) آشکار کرد. بعبارت دیگر این جلال در راستا و همسوی آنچه بعنوان عدالت مسیح تعریف شده می‌باشد (یوحنا 16 : 8 – 11 و اول تیموتائوس 3: 16).


Bibliography

 

Beasley-Murray, G. R., “Word Biblical Commentary” Metzger, B. M. (ed.), (Colombia: Thomas Nelson 1999).(wat is the title of this book? What Volum #?)

Brown., C. (ed.), “New International Dictionary of New Testament Theology” (Grand Rapids: Zondervan, 1986).

Kittel, G., and Friedrich, G. (eds.), “Theological Dictionary of the New Testament” (Grand Rapids: Eerdmans, 1974) V, 2. pp, 232-255.

Morris, L., “The Gospel according to John” Bruce, F. F. (ed.), (Grand Rapids: Eerdmans, 1971).



[1]  Josephus

[2]  aorist  در گرامر زبان یونانی نشان دهندۀ عملی است که در زمان حال انجام یافته و پایان پذیرفته است (فقط بصورت اخباری بکار می‌رود).

[3]  Origen

[4]  کلمۀpan ho  از نظر دستوری بصورت خنثی بکار رفته و نه آنطور که انتظار می‌رفت (بصورت مذکر)، زیرا اگر مقصود عیسی صرفاً شاگردان همراهش بود، او می‌بایست از حالت مذکر کلمه استفاده می‌کرد، لذا می‌توان نتیجه گرفت که به کار گیری حالت خنثی نشانۀ تاکید گوینده برکیفیت گروهی می‌باشد که از ایشان سخن می‌گوید؛ آنانی که پدر به او بخشیده (تمامی شاگرادان عیسی، اعم از مرد و زن و حتی شاگردانی که در ینده تصمیم به پیروی از او را خواهند گرفت).

[5]  *  تبدیل هیات (transfiguration) عیسی مسیح در اناجیل همدید (متی 17: 1 – 8؛ مرقس 2: 9 – 8 و لوقا 9: 28 – 36) در راستای آنچه در انجیل یوحنا بعنوان جلالی که همواره بصورت پوشیده در مسیح وجود داشته  بکار برده شده است که بزبان انگلیسی آنرا   doxa  The continuing possession of  می‌نامند. تبدیل هیات مسیح اشاره ای، اگر چه با دامنه ای وسیعتر، به ملاقات موسی با خدا بر کوه سینا دارد (خروج 24: 1؛ 33: 18 – 34: 35). البته در مورد موسی آنچه مشاهده شد تنها انعکاسی موقتی از نور جلال خدا بود، ولی در مورد مسیح تبدیل هیات او پرده برداری از جلالی بود که با مجسم شدن او مخفی شده بود که در ندایی که از آسمان شنیده می‌شود، این نتیجه گیری تائید می‌شود. این مکاشفه  (تبدیل هیات ) اشاره می‌کند به جلالی که در زمان بازگشت مسیح در قدرت و جلال خود؛ مشاهده می‌شود ( متی 19: 28؛ لوقا 22: 30؛ 24: 30).

[6]    عبارت « ... و جلال او را دیدیم ...» (یوحنا 1: 14)  در ا دامۀ آنچه در  آیۀ 12 آغاز شد، اعتراف بسیار ویژۀ رسول مسیح (یوحنا) و با ضمیر اول شخص مفرد می‌باشد که آنچه را که در بالا گفته شد کاملاً تائید می‌کند.

 
 

ثبت نام در سایت






Lost Password?
No account yet? Register

حاضرین در سایت

We have 4 guests online
spacer

spacer
© 2010 Elahiyat.com Design icancreative